الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

248

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

متعدّد معتقد بودند و اين ، شرك و انكار توحيد است . همچنين از آيهء « قُل إِنّى نُهيتُ أَن أَعبُدَ الَّذينَ تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ » « 1 » استنباط مىشود كه آنچه را غير از خدا مىخواندند ، مىپرستيدند و آنچه نهى شده است پرستش غيرخداست . به عبارت ديگر ، چنين استفاده مىشود كه آنچه را به جاى خدا طبق عقايد فاسد خود مىخواندند ، پرستش مىكردند ، چنان كه از آيات بسيار ديگرى نيز كاملًا استفاده مىشود كه خواندن غيرخدا فقط به عنوان إله و معبود و شريك خدا ، شرك است ، مانند اين آيات مباركه : وَ ما يَتَّبِعُ الَّذينَ يَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ شُرَكاءَ . « 2 » فَما أَغنَت عَنهُم آلِهَتُهُمُ الَّتى يَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ مِن شَىءٍ . « 3 » وَ لا تَدعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلّا هُوَ . « 4 » ممكن است مراد از اين آيات نه خصوص خواندن و ندا كردن اين اشياء بلكه مقصود اين باشد كه آنچه را شما غيرخدا مىپرستيد ، من پرستش نمىكنم . و غرض خطاب و نداى آنها نيست تا گفته شود هر خطاب يا ندا كردنى ( مثلًا خطاب يا ندا كردن اموات ) شرك است ، بلكه مراد بيان عقيده و قول و رأى آنهاست ، هرچند بنا بر اين نوع عقيده ، نداى آنها خطاب به غير ، اظهار شرك بوده است .

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 56 . ( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 66 . ( 3 ) . هود ( 11 ) آيهء 101 . ( 4 ) . قصص ( 28 ) آيهء 88 .